هانا آرنت یه فیلسوف و مقاله نگار که در پایین درباره این مقاله نگار توضیحات داده شده برای علاقه مندان به سایت جامعه شناسی
در این پست ما یک مطلب در مورد دین طبــیعی از نگاه کانت قرار خواهیم داد که در یک فایل پی دی اف قرار دارد می توانید دوستان و علاقه مندان جامعه شناســی فایل را دانلود کنید
دوستان در این پست ما بحث کلی رو درباره افطلاطون خواهیم داشت چون آشنایی با فلیسوفانی چون سقراط و افلاطون و ارسطو برای فهم مطالب جامعه شناسی نقش مهمی را ایفا می کند در کار کل جامعه شناسان اگر توجه کرده باشد هر جامعه شناسی به یک فلسفه و فیلسوفی علاقه نشان داده اند. در زیر ما مطالب کلی در مورد افلاطون را خواهیم گذاشت
افلاطون در سال 428 ق. م در یک خانواده اشرافی و اصیل آتنی متولد شد. نام اصلی او«آریستوکلس» بود و نام افلاطون، بعد ها به خاطر پیکر تنومندش به او داده شد. وی یکی از بزرگترین فلاسفه جهان به شمار می رود. دوره جوانی او با دوره درخشندگی فرهنگ آتنی همراه بود و در همان دوران، یعنی در سن بیست سالگی با سقراط ملاقات کرد و شاگرد او شد. بستگانش اصرار داشتند که او به حرفه خانوادگی خود یعنی سیاست بپردازد، اما وقتی محاکمه و مرگ استادش را به دست سیاستمداران مشاهده نمود، سیاست را رها کرد. او در محاکمه سقراط حاضر بود و اتفاقات آن را در آثار خود ثبت کرد. پس از مرگ استاد، افلاطون آتن را ترک نموده و به مناطق مختلفی نظیر مگارا و سیسیل سفر کرد که خطرات بزرگی هم برایش در برداشت؛ تا جایی که اسیر شد و حتی در معرض مرگ قرار گرفت؛ اما سرانجام آزاد شد و به آتن بازگشت.
افلاطون پس از بازگشت به آتن در سال 388 ق.م ، « آکاد می » خود را با هدف ترویج و تشویق بی طرفانه علم، در این شهر بنا نمود. آکادمی افلاطون را به حق می توان نخستین دانشگاه اروپایی نامید، زیرا در آنجا مطالعات و تحقیقات محدود به فلسفه محض نبود، بلکه رشته های وسیعی از علوم مانند ریاضیات، نجوم و علوم طبیعی را نیز در بر می گرفت. جوانان از شهرهای دور و نزدیک به آن جا می آمدند و علوم مختلف را فرا می گرفتند. یکی از همین جوانان، ارسطو بود که بعدها در زمره بزرگ ترین فلاسفه جهان قرار گرفت. افلاطون علاوه بر سرپرستی آکادمی و رهبری مطالعات، به تدریس هم می پرداخت و شاگردانش از درس های او یادداشت برمی داشتند. بسیاری از آثاری که از او باقی مانده، حاصل این یادداشت هاست.
در اینجا یکی از وقایع مشوق تاریخ اتفاق افتاد. جان استوارت میل بزرگترین رقیب اسپنسر بود و پیش از انتشار کتاب «اصول اولیه» عنان فلسفة انگلیس به دست او بود ولی فیلسوف تطور این عنان را از دست او گرفت و شهرت او را تحتالشعاع قرار داد. این فیلسوف در 4 فوریه 1866 به اسپنسر چنین نوشت:
آقای عزیز،پس از مراجعت
در هفتةاخیر، جزوه دسامبر کتاب «زیست شناسی»شما را دیدم و حاجت به بیان نیست که
چه اندازه از اعلانی که ضمیمه آن بود دلتنگ شدم. ... من پیشنهاد میکنم که بقیه رسایل
خود را چاپ کنید و من ضرر آن را به ناشران ضمانت خواهم کرد. خواهش میکنم این پیشنهاد
را به عنوان یک کمک و مساعدت شخصی تلقی مکنید؛ اگر چه در چنین صورتی نیز امیدوارم که
به من اجازه چنین پیشنهادی را خواهید داد. ولی این پیشنهاد به هیچوجه از این نوع نیست
و تقاضای سادهای است برای همکاری در یک طرح عمومی مهمی که شما تمام کوشش و سلامت خود
را در راه اجرای آن به کار میبرید. آقای عزیز، من،دوست بسیار صمیمی شما هستم
فیلسوف انگلیسی (1820- 1903)