X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

جامعه شناسی

اوگـوسـت کنـت و انقــلاب

اوگـوسـت کنـت و انقــلاب 1848

 

او از نابود شدن نهادهای نمایندگی و لیبرال که به نظر وی به روح مابعدالطبیعی،انتقادی،و آشوبگرا و نیز با خصوصیات تحول بریتانیای کبیر پیوند داشت خوشحال است.

 

کنت در رسالت دوران نوجوانی خود تحولات فرانسه و انگلیس را باهم مقایسه کرده بود. به عقیده او اشرافیت در انگلیس با بورژوازی و حتی با مردم متحد شده است تا بتواند نفوذ و اقتدار سلطنت را به تدریج کم کند . تحول سیاسی فرانسه بر خلاف انگلیس بوده است در فرانسه برعکس انگلیس حکومت و سلطنت با عوام الناس و بورژوازی متحد شده تا از نفوذ و اقتدار اشرافیت بکاهد .

 

پس به عقیده کنت، نظام پارلمانی از آن گونه نهاد های سیاسی نیست جز صورت از اشرافیت. پارلمان انگلیس نهادی بوده که اشرافیت انگلیس مانند اشرافیت ونیز توانسته بدان وسیله حکومت کند .

 

پس به عقیده کنت نظام پارلمانی از آن گونه نهاد های سیاسی نیست که رسالت جهانی داشته باشد بلکه از پیشامد های ساده انگلیس است. اصرار به آوردن نهادهای نمایندگی نوع ماوراءمانش در فرانسه یک اشتباه تاریخی اساسی است زیرا شرایط مناسب با نظام پارلمانی در فرانسه وجود ندارد . از هم بالاتر در کنار هم قرار دادن پارلمان و سلطنت، اشتباهی سیاسی و با نتایجی مصیبت بار است . زیرا دشمن حقیقی انقلاب کبیر فرانسه سلطنت بود که مظهر عالی (( نظام قدیم )) محسوب می شد.

 

از این گذشته ، اوگوست کنت درباره تمرکز که به عقیدهء وی با قانون تاریخ فرانسه مطابقت دارد نظر مساعدی ابراز می کند و در این جهت آنقدر پیش می رود که تمایز میان قانون و فرمان را از ظرافتکاریهای بیهوده قانون گذاران مابعدالطبیعی می شمرد.

 

بنابراین کنت به تبع تعبیر خویش از تاریخ ، از حذف پارلمان فرانسه به نفع چیزی که خود وی آن ذا دیکتاتوری موقت می نامد خشنود است و گویی از این که ناپلئون سوم نشانه قطعی چیزی است که مارکس بعدها آن را حماقت پارلمانی می نامد شادمان است.

 

(مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه شناسی – ریمون آرون 1390 ) 

 

 

 

http://s5.picofile.com/file/8108957534/%D9%87%D9%88%D9%84%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%851.jpg

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.